نویسنده جوان

نویسنده رمان

نویسنده جوان

نویسنده رمان

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۵/۱۵
    1984

مرده ی متحرک

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۲ ق.ظ
بهار را از یاد برده ام.
تفال حافظ دست چینِ پسر دستفروش؛
نامه های پنهانی و
انتظار دیدن چشمانی که 
کم ندارند ز آلوهای یک نوبرانه فروش.
تمام این خاطرات را از یاد برده ام.
چو رویایی پوشالی به دست باد سپرده ام.
خزان گشتم؛
هزار فصل اما تک رنگ.
می ریزم آرام و هر بار
چو برگی ام که صدای خِش خِشَش در آمده است.
قلبم نغمه ها می خواند.
با اشعاری که چشمانت می سرود.
صد حیف که اکنون سازش ساز و
و کِیفش کوک نیست.
افسوس که دیگر ریتم قلبم را 
به دست عمر سپرده ام...
سرد و بی روح گشته ام
بعد از آن نا مهربانی ها
شدم مردی که زنده است و می داند
صدایِ کلنگِ گورش در آمده است....
96/4/30

پ ن:دوستان کپی نمی کنید دیگه؟ مطمئن باشم؟😊

  • مهدی کاشانی زاده

نظرات  (۳)

پر از احساس نهفته 
:(
موفق باشید...

چقدر غم انگیز...هعی...
من که کپی نمی کنم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی